تبليغاتX
یک خوشه از پروین - کفش های ما

تا حالا شده که به کفشهای آدم های اطرافتان دقت کنید؟

خیره به زمین شوید و کفش های آدم ها را با چهره هایشان مقایسه کنید؟

اصلا فکر می کنید کفش هایی که ما آدم ها به پا می کنیم با نوع شخصیتمان ارتباط دارد؟ با طرز فکرمان؟ با عقایدمان؟ با زندگی روزمره مان و یا حتی با رضایتمان از زندگی؟

من همیشه به این موضوع دقت می کردم اما دقتم محدود به کسانی می شد که با آنها دوستم، همکارم و یا به نوعی با آنها در ارتباطم. اما این چند روزه دقتم را گسترش دادم و به تمام کسانی که در اطرافم بودند دقت کردم.

همیشه فکر می کردم پاکیزگی کفش ارتباط مستقیمی با شخصیت افراد دارد، کفش های پاکیزه و شیک نشانه دقت فرد در انتخاب است و اینکه برایش مهم است چه بپوشد، چگونه از آن مواظبت کند و مراقب باشد کثیف و کهنه نشود...

این روزها موارد عجیب و بعضا جالبی می بینیم از کفش هایی که آدم ها به پا می کنند و تناسبش با چهره آنها...

کفش های مشکی، واکس خورده، نیم ساق با بندهای کوتاه، پاشنه ای حدود سه سانت، مستطیل شکل ... مردی با کت و شلوار سورمه ای و کاملا آرام که به اطراف خود نگاه می کرد...

کفش های صورتی و براق، با یک پاپیون تقریبا بزرگ روی آن، ساق کوتاه، فکر می کنم خیلی وقته که به اصطلاح دمده شده این نوع کفش... دختری تقریبا 25 ساله، چهره ای که از فرط آرایش زیاد به چه کنم چه کنم افتاده بود و عرق از سر و صورتش می چکید... عجب تناسبی داشتند این کفش ها با صاحبشان...

کفش های قهوه ای سوخته، ساق بلند با بندهایی به رنگ خودشان و جیر و تقریبا دایره شکل... دختری جوان با شال مشکی و کوتاهی که نمی توانست همه موهای او را بپوشاند، آرایشی ملایم و چهره ای آرام...

کفش های مشکی و کهنه، رنگ و رو رفته و شکافی که کنار کفش ایجاد شده بود آن را کهنه تر نشان می داد... پسری تقریبا 16 ساله با چند کتاب در دستش که نشانه دانش آموز بودن او بود، چهره ای مظلوم و خسته، همراه با یک لبخند کمرنگ...

کفش های مشکی و جیر، پاشنه هایی که به اندازه یک مداد سیاه، باریک بود با نوک های تیز و باریک و تمیز... زنی تقریبا 40 ساله که خود را به اندازه نوعروسان آرایش کرده با پالتویی پشمی و مشکی که مدام چمهایش را خمار می کرد و تابلو بود از بس خودش اقدام به خمار کردن چشمای از حدقه بیرون آمده اش کرده که خسته شده...

کفش های قهوه ای و بدون پاشنه، سبک و راحت از همان کفش هایی که خیلی از مادربزرگ های ما می پوشند تا درد پایشان کمتر شود، خاک گرفته و تقریبا کهنه... پیرزنی 60 ساله با چادری کهنه و مشکی که خستگی از سرو رویش می بارید با چهره ای مهربان و ساده...

کفش های اسپورت سفید، بندهای از همان رنگ و کناره های صورتی، تمیز و نو... پسری 20 ساله با کیفی مشکی در دست که سرش مثل دیش ماهواره می چرخید و اطرافش را به دقت وارسی می کرد، هیچ دختری از زیر نگاهش قصر در نرفت...

کفش های مشکی، پاشنه قیصری، نوک تیز، کهنه، خاک گرفته و قدیمی ( حس کردم از صندوقچه مادربزرگ به او ارث رسیده)... مردی با کت و شلواری بسیار تمیز و اتو کشیده و چهره ای مغرور و سامسونتی نو در دست...چه تناسبی داشت؟

کفش های رنگارنگ بسیاری دیدم که گاهی با صاحبشان در تضاد بودند و گاه تناسبی خوب داشتند، بعضی کفش ها با صاحبش فاصله ای عجیب داشت و گاه از خودش به او نزدیک تر بود، بعضی آدم ها چه بی تفاوت بودند نسبت به کفش هایشان و برخی چقدر برایشان مهم بود، برخی هم انتخاب کفش را از هر چیزی مهم تر می دانند...

اما فکر می کنم نوع کفش هایی که آدمها می پوشند ارتباط بسیاری به شخصیتشان، طبقه اجتماعی شان، رفتار و عقایدشان دارد...

با نگاه به کفش های بسیاری از آدم ها می توان دریافت از کدام طبقه است، به کجا تعلق دارد و چه شخصیتی دارد... البته استثنائاتی هم وجود دارد اما فکر می کنم در مجموع کفش های ما آدم ها با شخصیتمان ارتباط دارد...

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 15:13 توسط ثریا |