این روزا سرهر کوچه و خیابان و کنار هر پایه چراغ برق و روی هر دیواری پوسترهایی زده شده که از کاندیدای مورد نظر خود حمایت میکنند، یکی از شال سبز میگه و یکی از سفرهای استانی، یکی از برنامههای کروبی میگه و دیگری از دلسوزی و حذف سربازی از رضایی.
هر جا که بری و هر جا که بشینی حرف از سیاست و انتخابات و 22 خرداده، روزی که خیلیها میگن سرنوشت کشور باهاش رقم میخوره، روزی که میلیونها آدم از خونههاشون بیرون میرن و یه کاغذ سفید با یه اسم توی صندوق میاندازن و خوشحال از اینکار به خونههاشون برمیگردن...
اما واقعا کی به فکر این مردمه؟ کی میخواد که مردم ما از فقر و فلاکت بیرون بیان؟ کی میخواد باعث خونه دار شدن مردمی بشه که سالهاست تمام حقوق خودشون رو باید برای اجازه خونه بدن؟ کی میخواد اشک مادرایی رو جواب بده که بچهاش به خاطر بی پولی دست به دزدی زده و الان پشت میلههای زندانه، کی اهمیت میده که خیلی از خانوادهها منتظرن تا ماه محرم و نذری بیاد و غذای روزانه خودشون رو از اون طریق فراهم کنن؟ اینا و اقعا دردناکه... .واقعا تاسف آوره...
هزینههای گزافی که صرف این انتخابات میشه بعدا از جیب همین مردم باید تامین بشه، پول نفتی که کروبی ازش دم میزنه چرا توی هیچ کدوم از دولتهای قبل حرفی ازش نبود، هرچند کروبی هم فقط حرفشو میزنه و معلوم نیست اگه فردا روزی انتخاب شد چیکار میخواد بکنه...
برای مردم مهم نیست کی انتخاب بشه، اونا کسی رو میخوان که دردشون رو بفهمه، کسی که نیازهاشون رو برطرف کنه و فقط حرف نزنه، کسی که راه حلی برای مشکلاتشون داشته باشه...
نمیدونم این روزا مملکت ما میخواد به کجا بره...
اما امیدوارم رئیس جمهور بعدی کمی از جنس مردم باشه...
اما این فقط یه آرزوه...