
آرزوهای گمشده در خیابان
کوتاه از کودکان خیابانی
در کجای این شهر شلوغ قرار دارم؟به کدام خانه و کاشانه متعلقم و کدام حس جوانمردانه سکوتم و نگاهم را می فهمد؟ خیابان درد مرا خوب می فهمد مرا بدون هیچ چشم داشتی در وجود گرم خود جا می دهد و روزهای آینده ام را نیز پذیرا خواهد بود.
یکی از موضوعات اساسی در بررسی پدیده ها و مسائل اجتماعی ، طرح درست و واقع بینانه آنهاست، بررسی مناقشات موجود بر سر تعاریف و مفهوم بندی پدیده اجتماعی کودکان خیابانی نشان می دهد که در چگونگی طرح و صورت بندی این مسئله ابهاماتی و جود دارد .کودکان خیابانی حاصل پدیده فقرو تنگدستی هستند آنها معلول ناهنجاریهای موجود در اجتماعند.
توزیع ناعادلانه ثروت در جامعه ، عدم سیاستگذاری صحیح در زمینه کنترل جمعیت ، فقرو بیکاری و ناکافی بودن درآمد ، مهاجرت های داخلی ، بالا بودن هزینه تحصیل ، فقدان یا نارسایی قوانین حمایتی برای کودکان خیابانی ، محیط پرتنش خانوادگی ، تبعیض و بی عدالتی، عوامل زیستی و روانی ، اغفال دوستان و همسالان از جمله پدیدهایی هستند که کودکان خیابانی را پرورش می دهند.
ساماندهی کودکان خیابانی:
ساماندهی واژه نامفهومی است که تا قبل از این بیشتر برای اشیا به کار می رفت مثل ساماندهی معضل ترافیک و... واقعا شاید نگاه مسئولان به پدیده کودکان خیابانی نگاهی شی گونه باشد و شاید به همیت دلیل است که درمصاحبه هایشان بارها الفاظی نظیر جمع آوری و تفکیک را به کار می برند ، غافل از اینکه اینها هم انسانند و دارای فضیلت و کرامت انسانی و برابر مندرجات موجود در پیمان نامه جهانی حقوق کودک که کشور ما هم در سال 73 آن را پذیرفته و متعهد به اجرای آن شده است از نظر برخوداری از آموزش ، بهداشت، تغذیه و بازی هیچ تفاوتی با دیگر کودکان ندارند و ظیفه ماست که به آنها احترام بگذاریم .آنچه تا کنون از ساماندهی کودکان خیابانی شنیده ایم در منتقل نمودن آنها با تهدید و ترس به سازمان بهزیستی و فراهم آوردن پوشاک و خوراک برای آنها خلاصه می شود اما آیا واقعا این کودکان ساماندهی و از سطح شهر به مکان مناسبی برای زندگی منتقل شده اند؟
یکی ا زنهادهای یاری رسان به آسیب دیدگان اجتماعی و نیز برای کودکانی که به هر نحوی از خانواده قطع ارتباط کرده اند سازمان بهزیستی است.آنطور که پیداست سازمان بهزیستی هنوز نتوانسته یک طرح جامع و قابل اجرا برای ساماندهی کودکان خیابانی ارائه دهد و تمایلی هم ندارد تا از تجربه های کشورهای موفق در این زمینه استفده کند .
مسئولان از یاری رساندن به این کودکان سخن می گویند از اینکه نیروهای خود را در نقاط مختلف شهر مستقر کرده اند تا این کودکان را شناسایی کرده و به سازمان معرفی کنند غافل از اینکه این کودکان پس از سپری کردن آن دوران اجباری بار دیگر به آغوش همان خیابان باز خواهند گشت.
مسئولان از مردم می خواهند به این کودکان کمک نکنند، از آنان خرید نکند و چندین دستور دیگر اما از همین مردم نمی خواهند که بهزیستی و سایر ارگانها را در این رابطه یاری دهند .
کودکان خیابانی خود از وضعیتی که دارند راضی نیستند آنها هم مانند دیگر کودکان خواهان یک زندگی راحت و به دور از دنیای بزرگسالانند اما چه کنند که زندگی شان گره های بزرگتری دارد که از پس باز کردنش برنمی آیند و نیازمند کمک ما و مسئولانند.
از طرفی یکی از مسئولان مربوطه می گوید بودجه ای که دولت هر ساله برای ساماندهی کودکان خیابانی اختصاص می دهد نه تنها کافی نیست بلکه این مبلغ آنقدر دیر به سازمانهای مربوطه می رسد که کار به جاهای باریک کشیده می شود.او از برنامه های دولت در خصوص کودکان خیابانی راضی است اما از کمبود اعتبار گله مند است.
پای حرفهای یکی از کودکانی که نامش را خیابای گذاشته ایم نشستیم او از خودش گفت از پدر ناتوان و مادری که هرگز ندید از اجباری که برای کار کردن دارد و از گریه های شبانه اش.علیرضا همان کودکی است که شاید بارها در خیابان او را دیده باشیم شاید بی اعتنا از کنارش گذشته و شاید چیزی از او خریده باشیم.او می گوید: هیچ کس باور نمی کند که من بتوانم خرج پدر و خواهرم را بدهم اما این کار را می کنم خیلی سخت است چند بار از دیگر بچه های فروشنده کتک خوردم اما فقط توانستم محل کارم را تغییر دهم.هیچ کس به فکر ما نیست همه فقط می گویند این بچه ها را جمع کنید اما هیچ کس نمی گوید به آنها سواد یاد بدهید و پولی که بتوانند زندگی کنند.
او راست می گفت در این کشور هزاران علیرضا وجود دارد با هزاران افکار بزرگ که اگر به آنها فرصت بدهیم و یاریشان کنیم آینده ای می سازند که شاید دیگران از پس ساختن آن برنیایند .
کودکان خیابانی هم برای جامعه و هم برای خودشان مشکلات بسیاری را بوجود می آورند.طبق صحبتهایی که با مسئولان و مدیر کل سازمان بهزیستی داشتیم به نتایجی رسیدیم. اینکه برنامه هایی برای کمک به این کودکان و خانواده های آنان در نظر دارند ، اینکه با ایجاد سرپناه مناسب آنان را از سرگردانی نجات دهند، از کار کردن آنها جلوگیری کنند و با کمک دولت درس بخوانند، قوانینی به نفع کودکان وضع کنند و دادگاهی به نام دادگاه کودکان تشکیل دهند تا با آسودگی فقط به مشکلات آنها رسیدگی کنند و اقدامات دیگری که نیاز به مرور زمان دارد تا شاهد به ثمر نشتن آنها باشیم.
حرف آخر:
هیچ جمله ای را نمی توان به عنوان حرف آخر در خصوص وضعیت کودکان خیابانی عنوان کرد.کودکانی که همچنان در خیابانهای این شهر شلوغ به کار مشغولند، تحقیر می شوند ، آزار می بینند و تحمل می کنند .اگر چه مسئولان دم از کاهش تعداد این کودکان می زنند و صحیح نیز می گویند اما آیا واقعا به درستی این کودکان مکانی برای زندگی ، برای همیشه خواهند داشت؟
نه...
آنها بعد از مدتی رها می شوند ، بازمی گردند و دوباره...
یکی میگوید آمارقبولی دختران در دانشگاه روز به روز در حال افزایش است ، یکی میگوید چون پسران بیشتر ترجیح میدهند کار کنند و کمتر به دانشگاه میروند دختران شانس قبولیشان بیشتر میشود، دیگری میگوید شانس آنها در این زمینه بیشتراست و آن یکی از خودش میگوید که مشکلات زندگی باعث شد در دانشگاه قبول نشود. البته شاید بعضی حرفهای آنها درست باشد اینکه مشکل دارند ، اینکه برای ادامه زندگی نمی توانند دانشگاه بروند و اینکه کار مهمتر از دانشگاه است. اما نمی شود از استعداد و تلاش دختران در این زمینه صرف نظر کرد. بهجت یزد خواستی استاد جامعه شناسی دانشگاه اصفهان در مورد افزایش آمار دختران در دانشگاه گفت: علی رغم تصور اکثر مردم، سهمیه دختران در دانشگاه ها افزایش پیدا نکرده است و این نتیجه تلاش و توانایی آنان است. وی با اشاره به افزایش رشته های مختلف در دانشگاهها اظهار داشت: افرایش رشته هایی که آ ینده شغلی بهتری را برای دختران ایجاد می کند باعث ورود بیشتر دانشجویان دختر به دانشگاهها شده است.
مریم با رتبه دو رقمی در دانشگاه اصفهان پذیرفته شده او در این مورد می گوید: دختران شایستگیهای زیادی دارند و سعی می کنند به پیشرفت و تعالی برسند و دانشگاه یکی از راههای رسیدن آنها به اهداف بلند شان است و نمی توان پذیرفت که شانس و اقبال همیشه یار آنان بوده است.
یزد خواستی گفت: اگر بخواهیم جامعه ای را نجات دهیم باید زنان را با سواد کنیم، سواد و آگاهی زنان در ابعاد مختلف اجتماع تاثیر بسزایی دارد چرا که زن باسواد نسل بهتری را تربیت می کند.
وی افزود: در جامعه ای که به سوی فرامدرنیسم پیش می رود سنتهای غلط مرسوم باید شکسته شود و نقش زنان باید پررنگتر شود. در سالهای بعد از انقلاب اسلامی بستر مناسبتری برای زنان فراهم شد و این بستر باعث شده که فرصتهای بهتر و شایسته تری برای موفقیت زنان در عرصه های اجتماعی ایجاد شود.
باید پذیرفت که عصر جدید جای تبعیض جنسیتی نیست اما متاسفانه هنوز هم در بسیاری از نقاط کشور شاهد این تبعیضها هستیم نمونه آن را با کمی تامل حتی در اطراف خود نیز می بینیم.
برای اینکه قله های موفقیت را به خوبی پشت سر بگذاریم باید به دور از نگاههای تبعیض آمیز و با یاری تمام کسانی که توانایی دارند به این هدف دست یابیم و تا زمانی که این باور غلط را داشته باشیم که زنان نمی توانند از عهده کارهای سخت برآیند به جایی نرسیده و همچنان جامعه ای عقب مانده و به دور از پیشرفت خواهیم داشت.
توانایی زنان در عرصه های مختلف به همگان ثابت شده است اما چرا بعضی افراد آن را نمی پذیرند جای سوال دارد.
به نام آنکه مرا و تو را با یک عشق خالصانه آفرید
در کشورهای در حال توسعه نقش زنان در جامعه روز به روز در حال افزایش است اما این افزایش در بعضی کشورها همراه با آزادی عمل و دادن اعتبار و اختیار کافی به این اقشار نیست.
ایران نیز مانند دیگر کشورهای در حال توسعه و شاید بیش از آنان زنان را وارد عرصه های مختلف جامعه کرده است و قوانینی وضع کرده تا زنان در اجتماعی بزرگ تا حدودی بتوانند از حقوق طبیعی خود برخوردار شوند.
یکی از مشاغلی که صاحبان آن از قوانین وضع شده در آن گله مندند شغل مامایی است.به گفته اکثر ماماها این شغل از مشاغل سخت و زیان آور محسوب می شود اما نه تنها دولت مامایی را از مشاغل زیان آور محسوب نکرده است بلکه با دادن کمترین حقوق به آنان این قشر را نسبت به کار و حرفه خود دلسرد کرده است.
یک کودک بدنیا می آید ، بزرگ می شود و آینده ای درخشان را برای خود رقم می زند و همه او را به عنوان یک فرد مفید جامعه به حساب می آورند اما شاید کمتر کسی بداند که این کودک چگونه و با چه زحمتی به این دنیا پا نهاده است.
مهرانگیز جعفر زاده ، مدیر پرستاری و مامایی مرکز باروری و ناباروری اصفهان به نمایندگی از جمع کثیری از ماماها گفت: ماماها از حقوق طبیعی خود برخوردار نیستند و مشکلاتی همچون عدم بیمه ماماهای دارای مطب، حقوق بسیار ناچیز و تعلق نگرفتن حق شیفت کاری گریبانگیر آنان است.
وی می افزاید: مامایی از مشاغل زیان آور جامعه محسوب نمی شود و متاسفانه با پیگیریهای بسیاری که انجام داده ایم هنوزنتواسته ایم حتی یکی از خواسته های خود را برآورد سازیم.
جعفرزاده گفت:حقوق 200 هزار تومانی برای مامای بازنشته ای که 30 سال خدمت کرده است بسیار ناچیز بوده و کفاف مخارج زندگی اش را نمی دهد.
وی به نمایندگی از ماماهای استان اصفهان از مسئولان خواست تا به این قشر بیشتر توجه کرده و مشکل بیمه ، حقوق بازنشتگی و به حساب آوردن این شغل جزو مشاغل سخت و زیان آور را مورد توجه قرار دهند چرا که ماماها با مشکلات بسیاری روبرو هستند و به علت مشکلات مادی و معنوی به حقوق پائین خود تن داده اند.
این مطلب را به درخواست جمعی از ماماهای استان اصفهان به قلم آوردم .آنان می گفتند تا کنون به مسئولان و مقامات بالای بسیاری روی آورده اند اما هیچ نتیجه ای نگرفتند و حالا این شانس خود را هم امتحان کردند تا شاید دستی از غیب برون آید و کاری بکند.
ما هم آرزو می کنیم نه تنها مامایی و نه تنها زنان بلکه همه زنان و مردانی که در کشورمان برای آینده خود و عزیزانشان تلاش می کنند به اهداف خود رسیده و ما نیز در آینده شاهد پیشرفت و نعالی کشورمان باشیم .
امیدوارم این آرزو فقط یه خواب شیرین نباشد.

اینجا یه دنیای مجازیه ، دنیایی که یه روز رویایی اومدیم و یه روز نه چندان دورهم می ریم.
توی این اوراق مجازی هم مدتی می مونیم ، حرف می زنیم ، نظراتمونو به همدیگه منتقل می کنیم ، با این دنیای مجازی کلی چیز یاد میگیریم و خلاصه با آدمهایی نا آشنا آشنا می شیم .
ما با غریبه های آشنا مدتی زندگی می کنیم و سرشار می شیم از یه حس خوب از اینکه توی دنیایی قلم می زنیم که فارغ از نقدهای شکننده می تونیم حرف بزنیم ، حرفهایی از جنس پاکی ، از جنس دل وتلاش کنیم به اون چیزی برسیم که یه روز آرزوشو داشتیم.
بعضیها توی این دنیای مجازی به روزهایی که می خوان می رسن و بعضیها فقط برای داشتن اون و نه ارتقائش تلاش می کنن.
...این دنیای مجازی شاید ما رو به نقطه ای برسونه که سربلند بشیم از اینکه به اوج رسیدیم و شاید...
می خوام آرزو کنم که این دنیا ما رو نزدیک کنه به همه اون چیزی که طلب می کنیم .اما اگه یه روز نزدیک به همه این چیزا رسیدیم از یادمون نره که از کجا شروع کردیم...
یه شب دیگه از شبهای خوب خدا رسید.
من با گلهای بابونه گلدون خونه کلی حرف زدم و تنهایی خودمو باهاشون قسمت کردم.نمی دونم چرا اما حس می کنم بابونه ها حرفای منو خوب می فهن.
توی این تنهایی و در این شب سرشار از سکوت یکی ازترانه های مورد علاقمو تقدیمتون می کنم .شاید شما هم مثل من خوشتون بیاد.
یا حق
کـجــاي ايـن جــنـگـل شــب
پنهون مي شي خورشيدکم
پشـت کدوم ســد ســکـوت
پـر مـي کــشــي چــکـاوکم
چرا بـه من شک مي کنی
مـن کـه مـنـــم بـرای تــو
لبـریـزم از عـشــق تــو و
سـرشــارم از هــوای تــو
دسـت کدوم غزل بـدم
نـبــض دل عـاشـقـمـو
پشت کدوم بهانه باز
پنهون کنم هق هقـمو
گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن
سفر نکن خورشیدکم
ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگه منه
راهییه این سفر نشو
نزار که عشق من وتو
اینجا به اخر برسه
بری تو و مرگ منم
رفتن تو سر برسه
گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن
نـوازشــم کــن و بـبـیــن
عشق می ریزه از صدام
صدام کــن و ببـین که باز
غنچه می دن تـرانه هام
اگر چه من به چـشـم تو
کمـم قـدیمی ام گمـم
آتشـفشـان عـشـقـمـو
دریـــای پــر تـلاطــمــم
گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن

می دانم آنقدر کم از نوشتن می دانم که شاید حرفهایم به دل کسی ننشینند اما با این همه می توانم برای دلهای مهربان چند خطی هر چند نا آشنا بنویسم.
نشتن لبخند بر لبان شما خوبان آروزی من است.